❤هستی مامان وبابا❤❤هستی مامان وبابا❤، تا این لحظه: 13 سال و 2 روز سن داره
❤عشق مامان وبابا❤❤عشق مامان وبابا❤، تا این لحظه: 4 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

♥♡آرتین و سلین♡♥

*ازروزاول تازمینی شدن نفسم*

÷سلام دردونه مامان  سلام دوست جونیا   خب مامانی امروزمیخوام ازاول برات تعریف کنم . 15ادیبهشت91زندگی مشترکمون روشروع کردیم ازاون اول دلم میخواست نی نی داربشیم ولی بابایی همش نه میاوردوهمیشه میگفت یه چندسال بعد...5ماه گذشت ومن اونقدراصرارکردم که بالاخره راضی شد.بادکترمشورت کردیم اونم گفت هیچ مشکلی نیست میتونم بارداربشم.ولی ازاون روز4ماه هم گذشت وهنوزتودلم نیومده بودی...اسفند91بودکه تصمیم گرفتیم بریم مسافرت نوروزی.قرارشد27اسفندراهی تهران,مشهدوشمال بشیم ویه حال وهوایی عوض کنیم.ازشماهم که خبری نبود.توراه مشهدبودیم که دیدم یه جوری میشم توجهی نکردم وگفتم شایدسرماخوردم.ازسفرکه برگشتیم دیدم نه حالم داره بدترم...
30 مهر 1393

*آرتین ناردانسی*

 سلام هستی مامان، سلام عشقم،خوبی عزیزم؟؟؟ الهی فدات بشم من که این قدرماه شدی.خب عزیزم جونم برات بگه که اینروزاشیطونیات چندبرابرشده.خیلی شلوغ شدی خیییییییللللللللی.. مدام میگی بابا یه چن باری هم گفتی ماما .ولی این روزابه همه چیزوهمه کس میگی آبا دوبارهم اسم دایی روگفتی امیر ...!!!  آخ که فدای اون شیرین زبونیاتبشم.اسم خودتومیگی آیتین، به چیزای خطرناک میگی گیز ،وهمینطور دوبارهم گفتی عمه ... وقتی میگم آرتین فوت کن زودی فوت میکنی.فدات بشم من عزیزم اینجاداری میوه میخوری البته کسی حق نداره حتی یه دونشو برداره همش ماله خودته... خب مامانی الآن یه بیست روزی میشه اینجابارون میباره به شدت هم...
25 مهر 1393

*لالا لالا گل نازم*

!°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• لالا لالا گل نازم که همچوشاپرک درحال پروازم که امشب بستری باعشق میسازم بخواب رویای من لالا عزیزمن لالا لالا بخواب ای مهربون لالا نوازش های دستم،لای مویت را به پشت ابررفته ماه م...
20 مهر 1393

*روزت مبارک فرزندم▪*

اگرتونبودی جهان،بی خنده های تومعنانداشت.اگرتونباشی، هیچ بهاری،حتی اگرلبریزشکوفه  باشد،دیدن ندارد. ¤روزت مبارک فرشته ی آسمانی مادر¤ ♥♡♥♡♥♡ ساده میگذرد روزهای قدکشیدن دردانه ی مادر. ساده اماپرازهیاهوی ماماوباباگفتن های تو... ناردانه،بنگربه تکاملت،آنگاه که تومردمیشوی تاتکیه گاه مادربه دستان توباشد... بنگرواین روزهای شیرین رابرای مادرجاودانه کن... آرزویم اینست که تکیه گاه مادرشود* بالابلندمردانه ی تو * ... ♥♡♥♡♥♡   ...
17 مهر 1393

*منیم نازلی ملکیم*

  سلام هلوی خوشمزه ی مامان...خوبی عشقم؟الهی مامانی دورت بگرده که اینقدماه شدی.   عسل مامان اول ازهرچیزی ماهگیت مبارک.فدات بشم من که یازده ماهه حس قشنگ   مادربودن روبهم هدیه کردی خدایا هزاران هزاربارشکرت...   راستی جیگرمامان دومین مرواریدت هم مبارک باشه هورا...یه دونه دیگه مروارید درآوردی قربونت بشم من که بایه دندونت می می رواونقدرمحکم گازمیگرفتی حالاکه دوتاشد ه خدابه دادم برسه.     خخخخخخخخ   وامامسعله ی مهم دیگه*نفس مامان دیگه بذون کمک راه میره اونم 7-8قدم* هوووووووووورررررررررررررا فدات بشم من ازوقتی تونستی راه بری چقدخوشحال...
13 مهر 1393

*6مهر93 تولدمامانی*

سلام عزیز دل مامان خوبی عشقم. خب مامانی بالاخره دیروز18سالم تموم شد ورفتم تو19سالگی.هووورررا خیلی خوشحالم چون امسال  به فرشته کوچولوپیشمه.خداجونم ممنون هزاران بارشکرت برا هدیه ای که دادی.شکرت خب عزیزم.هفته ی پیش بود.شنبه29شهریور.خیلی تب داشتی شب ساعت یک ونیم بردیم دکتر.یه آمپول زدودارودادواومدیم خونه.ساعت سه خوابیدیم.البته خواب که نه تاصبح بی تابی میکردی ماهم مجبوربودیم بیداربمونیم.به بابایی گفتم که بخوابه آخه بایدمیرفت سرکار.خودم بیدارموندم صبح که دیدم خیلی بی خوابم بابابایی رفتیم خونه ی مامانم.یکم تبت خوب بودولی درعرض 10دقیقه از38گذشت.خیلی هول شده بودم.خیلی هم میترسیدم.وای... بازبردیم دکترتوخونه برات شیاف استف...
7 مهر 1393
1